انگیزه من برای مطرح کردن این موضوع :
جنبش نرم افزاری و ارتباط آن با صادرات و واردات با توجه به بحث هایی که کمیته علمی بسیج دانشجویی دانشگاهمان داشته است
من معتقدم مهندسی که یک طرح علمی ارائه کند و در آن توجیه اقتصادی نباشد طرحش هیچ ارزشی ندارد و یا واضح تر بگم مهندسی که اقتصاد نداند مهندس نیست!
با توجه به وسعت کم خاک (5/1 برابر ایران: برابر دو استان خراسان و خوزستان), فقر منابع طبیعی, جمعیت زیاد (3 برابر ایران – در سال 1374 – 120 میلیون نفر), دیر گرویدن به روند رشد سرمایه داری جهانی و تحمیل انواع قراردادهای غیر عادلانه تجاری از طرف غرب و شرق به این کشور در قرن 19 و اوایل قرن بیستم, رشد توسعه و ظرفیت اقتصادی این کشور به ویژه در پنج دهه اخیر (کم و بیش 10% از کل جهان) ظاهرا بیشتر به معجزه ای می ماند که در قرن حاضر به وقوع پیوسته است. ولی تجربه ژاپن نشان داده است که ظهور این پدیده اقتصادی بیشتر در اثر بستر فرهنگ اقتصادی "واردات مواد خام از خارج, "تولید کالا در محل (وطن)", "مصرف کالای محلی(وطنی)", و "صادرات کالای محلی(وطنی)", اندیشه دائم به "تامین امنیت اقتصادی, "حمایت از صنایع و بازارهای داخلی, تحمل همه مشتقات و کمبود ها به منظور کسب برتری نسبی در بلند مدت, تطابق سطح و الگوی مصرف داخلی با تولیدات و امکانات داخلی نه با تولیدات جهانی (بجز کالای سرمایه داری با تکنولوژی پیشرفته) و در نهایت تجارت به معنی ترویج و توزیع کالای تولید شده در محل نه دلالی کالای بیگانه امکان پذیر گردیده است و در خالی که تجربه کشور های مازاد مواد خام جهان سوم نشان داده است که خودکفایی مواد خام و یا به عبارت دیگر داشتن مزیت نسبی در مواد خام در اقتصاد کالایی و سیستم اقتصاد جهانی امروزی نمی تواند به تنهایی ضامن امنیت اقتصادی و یا عامل توسعه و رشد اقتصادی محسوب گردد بلکه بالعکس به علت مکانیسم سیستم اقتصادی جهان امروز چنانچه خودکفایی و یا مازاد مواد خام در کشوری همراه با فرهنگ و اندیشه اقتصادی تولیدی نباشد به وابستگی اقتصادی رابطه مباد لاتی استعماری و تهدید امنیت و توسعه عقب ماندگی منجر خواهد شد.